این روزها
این روزهاپسر کوچولوی من بیشتر باسه چرخه وماشینش مشغول هست ولوازم برقی خونمون یک نفس راحتی میکشن اکثر وقت ها خرس کوچولو رومی بره دی دی نفسم اینجا داشت منم سوار میکرد انم سوار سبد کوچولوی جلوی سه چرخه به زور هم میگفت باید سوار شی اخه مگه من جا میشم بلا چندروز پیش خواستم یک کیک بپزم که محمد مهدی هم امد کمکم انم چه کمکی اگه گفتین؟ اولش فوت کردن ارد بود واااااااااااااااااااای چه قه قه های ای کاش میشد ظرف ارد رونگیرم ولی خوب دیگه... بعداز جمع کردن وتمیز کاری دیدم یک تخم مرغ برداشت...
نویسنده :
باباومامان
17:54











